چـــه پروانه وار تکه تکه میشویم درآرزوی پرواز و چه پرستووار جان دادی در لحظه ی نبودن نیستن ها!

Published November 15, 2012 by free shabnamm adadzadeh
چه پروانه وار، در آرزوی پرواز تکه تکه میشیم  و تو چه پرستووار جون دادی برادر جان! عجب حکایتی  هست آزادی !
آزادی همون کلمه ی  آتش گرفته ای است که در حسرت رؤیای  شاملو میسوزه و تاریخ شرمنده از مظلومیت این نسل به جون آمده ، خودش رامدام انکار میکنه .
ما فرزند انقلاب هستیم . انقلابی که سعی میکرد  به ما یاد بده که میشه به اسم خدا دروغ گفت ! میشه نام دختر پیامبر اسلام رو زمزمه کردو تجاوز کرد . میشه  یا حسین گفت و ضربات تازیانه رو به پیکر فرزندان این مرزو بوم فرود آوردومیشه جای مهر داغ شده روی پیشونیت باشه و هم زمان دستت هم آغشته به خون باشه /
اما تو تصمیم گرفتی که کارگری کنی و با نان کارگری اما شرافت کاری روزی خود و مادرت رو تأمین کنی و همزمان با نوشتن توی وبلاگت به حاکمیت نشون بدی که توی محاسباتش دچار اشتباه شده و طبقه ی کارگر ایران بزرگترین و آگاه ترین مخالفان این حاکمیت رو تشکیل میدند /
ستّار جان تو نمردی ! بلکه تو همون پرستوی عاشقی هستی که به قول زنده یاد پروانه اسکندری (فروهر) یک روز واژه ی لبخند ، همراه با تو به سرزمین سوخته ی ما باز خواهد گشت 
یک روز شاید یک روز
همراه پرواز پرستوی عاشقی

واژه لبخند به سرزمین سوخته من باز گردد

امید کوبه در را بفشارد
و سپیدی جای تمامی این سیاهی ها را پر کند
آن روز بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیز ترینشان

(سروده ی زنده یاد پروانه اسکندری )
 ســـــتاره
Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: