همراه شو عزیز کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود ! ستاره ی ایران

Published September 11, 2012 by free shabnamm adadzadeh

سلام دوست من ،  مدت زیادی هست که دست و دلم ، تاب نوشتن رو نداشت . اما امروز یک چند خطی مینویسم که شاید چکیده ی دردی باشه که توی قلبهای تو ، من و خیلی های دیگه جریان داره. امروز نمیخوام از حاکمیت انتقاد کنم و یا نقدی به جمهوری اسلامی داشته باشم که در واقع این حاکمیت از نظر من  آیینه ی تمام و کمال  بخشی از فرهنگ و بینش ما ایرانی هاست .شاید این حرف ، مورد پسندت نباشه و یا شاید بگی  که از ستاره که همیشه از ایران و مردم ایران به خوبی و نیکی و افتخار یاد میکرده بعیده که این نوشته های مبهم رو بنویسه . در پس تمام بحران های اقتصادی و اجتماعی ، بزرگترین بحرانی که نظام فکری جامعه ی ما را تهدید میکنه  بی انگیزگی برای میل به یک جامعه ی بهتر هست . جامعه ی ایرانی ما در داخل و خارج از کشور بیمار شده و کسی نمیتونه به کسی اعتماد کنه  .برای رسیدن به یک جامعه ی بهتر انگیزه ای وجود نداره و نهال اعتماد و همدلی هم خشکیده . گویی همه ی ما با هم بیگانه شدیم و در این ره این حاکمیت اسلامی هست که با زندانی کردن بهترین انسانها و جوون های این مرزوبوم داره به حیات ننگین خودش ادامه میده .

دوست عزیزم میدونم که یادت نمیره که توی این سالها چی به ما و بقیه ی خانواده های ایرانی گذشت . چه انسانهایی که به جرم سخن گفتن و انتقاد کردن  جوونیشون  رو در پشت حصارهای زندانهای حاکمیت سپری کرده و میکنند و عده ی زیادی هم جانشون توسط حاکمیت مصادره شد . چه زندگی ها که متلاشی شد و چه بسیار مردمی که به منظور زندگی در یک دنیای بهتر سرزمینشون رو برای همیشه ترک کردند و عده ی زیادیشون ،یا در نیمه راه در خشکی ها و دریاها بی نفس شدند و یا اونا که به مقصد رسیدند باید برای همیشه  یاد بگیرند که در سرزمینی زندگی کنند که هیچگاه متعلق به آنها نبوده و نخواهد بود .
آره، یک روز آرزوها دست یافتنی به نظر میرسه و روز دیگه نه آرزویی میمونه که محقق به نظر برسه و نه امیدی که راه رو برای پرواز آرزوهامون هموار کنه .  بین همه ی خبرها ، از اجلاس بی سر سران عدم تعهد گرفته تا بالا رفتن قیمت ارز و تحریم اقتصادی  چند تا خبر از همه بی اهمیت تر جلوه میکنه و اون این که نسرین ستوده  با وجود داشتن دو کودک خردسال الان بیشتر از دو سال هست که بدون یک روز مرخصی در زندان به سر میبره و یا اینکه ژیلا بنی یعقوب چمدوناش روبست تا دوباره به زندان اوین برگرده . شاید برای کسی مهم نباشه که ده ها دانشجوی دربند در آستانه ی ماه مهر ازادامه ی تحصیل محروم شدن و عده ی زیادی از اونها یا در گوشه ی زندان حاکمیت هستند و یا  به حبس های طولانی مدت محکوم شدن و الان در انتظار اینن که پرونده به اجرای احکام بره  ! یعنی یادمون رفته که چه انسانهای نازنینی جان عزیزشون توسط مزدوران حاکمیت گرفته شد و خانواده هاو مادران داغدارشون هنوز لباس سیاه برتن اشک میریزند . لابد یک خدا رو شکر باید بگیم که مثل مردم سوریه جنازه هامون رو از کف خیابون ها جمع نمیکنند !
کاری به این وری ها و اون وری ها ندارم  نمیخوام بدونم تحریم های اقتصادی دست آخرکمر ملتم رو میشکنه و یا کمر حکومت و نه میخوام بدونم که کدوم یکی از این سیاستمدارها اون وری و یا این وری شعارههای دلچسب تری رو برای فردای سرزمینمون میده . من غربیانه در انتهای این برهوت داد سر میدهم که تو را به وجدان انسانی خودتون قسم که انسانیت را در یابید و اگر دل در گروی این مرزوبوم دارین  کنار فرزندان دربند و خانواده هاشون بایستید و نگذارید که تنها بمونن . توی این وضعیت  میشه مثل مردم کره ی شمالی تحمل کرد و در مقابل رهبر عزیز تعظیم کرد و یا میشه همون کاری رو بکنیم که خیلی از ملتها  در مواقع بحران انجام میدن
همبستگی و اتحاد تنها یک شعار و پز سیاسی نیست .اگه یاد نگیریم که با هم باشیم و کنار هم دیگه یک دونه ستاره  هم باقی نمیمونه که به امیدش شب تیرمون به صبح برسه
 همراه شو عزیز کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود !

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: