اثر ” آوای گِل ” بر مرضیه – مرضیه وفامهر

Published August 31, 2012 by free shabnamm adadzadeh

حیرت انگیز است و تحسین برانگیز. در ماههای اخیر با دیدن تاترهایی سرشار از انرژی ،فکر، خلاقیت و مهمتر از همه تلاش و کار مداوم یک لذت بصری عمیق برده ام که تا کجا در من نفوذ کرده و کار می کند هنوز به قطع روشن نیست
“ایستاده سر سوراخ سوپ خوری”، “عجایب والمخلوقات”،”مکبث” درخشان بودند و آنچه که این روزها خودش را در من به جا گذاشت ” آوای گل ” کاری از گروه ” بدن دیوانه ” به کارگردانی یاسر خاسب است

 

185128 10151205634415281 1861376663 n اثر  آوای گِل  بر مرضیه   مرضیه وفامهر

چه چیز اثری را برای من چنین بهت انگیز، موثر، ترسناک ، جذاب و ماندگار می کند؟
این چیستی اثر، این چگونگی ساخت و پرداخت آن، این کشمکش میان من و اثرکه جان ، اندیشه و عاطفه ام را درگیر خود کرده واین در هم شکستن مخاطب و نمایش اقتدار و توانمندی هنرمند و هنرش ، آیا کافیست تا مطمئن شوم با اثری یگانه مواجه شده ام؟
یا آنچه بیش از هر چیز من را قانع می کند باور کنم با تابناکیِ یک هنر ناب مواجه شده ام اضمحلال باورهایم و خالی شدن از آنچه بوده ام می باشد؟
آیا اثر قصد خرد و خراب کردن ذهن مرا دارد تا طرحی نو دراندازد؟ یا نه ، قصد ساختن منِ مخاطبِ از پیش خرد و خراب را دارد تا ذهنِ نوِ من، طرحی بدیع را در او پیدا کند و تاویل کند؟
این مغزِ من است که از دریچه ی چشمانم رمزهای اثر را شکار می کند و تاویل می کند یا این فرستنده ی درون اثر هنری ست که رمزهای بکرش را با قطعیت و یقین به مغزِ من مخابره می کند؟
چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید؟ یا مغز شویی باید کرد و جور دیگر اندیشید؟ یا نه اثر مقابلت را بایستی خرد کنی و آنچه می خواهی در آن از نو بسازی و ببینی و در آخر مشعوف شوی؟
هنرمند ترا می سازد یا تو او را؟ تو خالقی یا او؟ تو هیچی و او همه چیز یا او هیچ است و تو هستی؟ یا همه هیچیم و این اثر است که مقتدر، تمامیت خواه و پایدار است؟ یا تثلیث مان مفهوم را ابداع و معنا را کامل می کند؟
آیا اثر همه چیز را در خود فنا میکند؟ آیا اثر پایدارمیشود؟ آیا اثر خدایی خواهد کرد؟ تا کجا؟ تا کی؟
آیا برای ارائه و ماندگاری، ادامه ی حیات آثرِ اثر˛ موثر است؟
این سوالهای من در مواجهه با نمایش ” آوای گِل ” است و این مواجهه در ابعاد متفاوتی ادراک می شود.
آنچه بیش از تمام این سوالات اهمیت دارد دوآلیزم قصه است که دو پرسوناژ تمامیت خواه را مقابل هم قرار داده. هریک خالق جهان خویشند. اثر و آثر. اما اثر است که باقیست. جوهر تفکر و حرکتِ خالق چیزی نیست جز همان مخلوقی که آینه ی تمام نمای اوست. مقتدر و تمامیت خواه. جان که می گیرد یگانگی و قدرت می خواهد و تناتن با خالق به نبرد برمی خیزد.
” آوای گِل ” فرای خط باریک قصه اجرای منحصر به فردی دارد و چنان توانمند خود و بازیگرانش ، به خصوص یاسر خاسب را به نمایش می گذارد که تردید نمی کنی این اثرِ هنری است که به جایگاهِ الهه گی میرسد.
پس به زانو در می آیم و با احترامی به ژرفی نفوذِ اثر، مقابل چنین تلاش یگانه ای سر خم می کنم. مگر راهی جز این باقیست؟

اما کاشکی در این قصه ی پر نشیب و فرازِ خلق، جایی اثر و آثر تلاقی می کردند.؟ مثل دو رود جاری که سر خویش خواهند گرفت.
کاشکی این مخلوق زمخت گلین در مواجهه با آب و کشف این نرمی و لطافت کمی نرم تر می شد . جایی که اندیشه کشف می کند، حظ می کند، و می خواهد تا همیشه این شیرینی را تازه به تازه مزه کند و گسترده شود. جایی که اندیشه باور می کند راهی جز کشف مداوم ناشناخته ها ندارد و هویت او به این اکتشاف و ادراک بستگی دارد. جایی که اندیشه پیش از آنکه محظوظ از فنا کردن موجدش شود و یکه تازی کند در برابر طبیعتِ مقتدرِ عظیم، خویش را بسی تنها و کوچک می یابد.

راستی چه خوب که در طول قصه نه باران و بورانی زد و نه طوفانی درگرفت اگرنه چگونه خالق توان این خلق را داشت و اگر طوفانی می شد، آیا خاک خاک می ماند و آب آب می ماند؟ نه آثر و اثری بود و نه تاثیری ؟
خدا کند طوفان نشود.

مرضیه وفامهر
شهریور یکهزار و سیصد و نود و یک / تهران

اثر ” آوای گِل ” بر مرضیه – مرضیه وفامهر Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: