Archives

All posts for the month August, 2012

به آیندگان” برتولت برشت” – ترجمه نیلوفر بیضایی

Published August 31, 2012 by free shabnamm adadzadeh


شعری از برتولت برشت که توسط نیلوفر بیضایی, نویسنده (نمایشنامه نویس) و کارگردان تئاتر در سال ۲۰۱۰ میلادی ترجمه شد

 به آیندگان برتولت برشت   ترجمه نیلوفر بیضایی

:اول

براستی در دوره تیره و تاری زندگی می کنم

امروزه فقط حرفهای احمقانه بی خطرند

گره بر ابرو نداشتن، از بی احساسی خبر می دهد،

و آنکه می خندد، هنوز خبر هولناک را نشنیده است.

این چه زمانه ایست

که حرف زدن از درختان عین جنایت است

وقتی از این همه تباهی چیزی نگفته باشیم!

کسی که آرام به راه خود می رود گناهکار است

زیرا دوستانی که در تنگنا هستند

دیگر به او دسترسی ندارند.

این درست است: من هنوز رزق و روزی دارم

اما باور کنید: این تنها از روی تصادف است

هیچ قرار نیست از کاری که می کنم نان و آبی برسد

اگر بخت و اقبال پشت کند، کارم ساخته است.

به من می گویند: بخور، بنوش و از آنچه داری شاد باش

اما چطور می توان خورد و نوشید

وقتی خوراکم را از چنگ گرسنه ای بیرون کشیده ام

و به جام آبم تشنه ای مستحق تر است.

اما باز هم می خورم و می نوشم.

من هم دلم می خواهد که خردمند باشم

در کتابهای کهنه خردمندی را چنین تعریف کرده اند:

از آشوب زمانه دوری گرفتن و این عمر کوتاه را

بی وحشت سپری کردن

بی خشونت به سر بردن

بدی را با نیکی پاسخ دادن

آرزوها را یکایک به فراموشی سپردن

این است خردمندی.

اما این کارها بر نمی آید از من.

راستی که در دوره تیره و تاری زندگی می کنم.

 

:دوم

 

در دوران آشوب به شهرها آمدم

زمانی که گرسنگی بیداد می کرد.

در زمان شورش به میان مردم آمدم

و به همراهشان فریاد زدم.

عمری که مرا داده شده بود

بر زمین چنین گذشت.

خوراکم را میان معرکه ها خوردم

خوابم را کنار قاتلها خفتم

عشق را جدی نگرفتم

و به طبیعت دل ندادم

عمری که مرا داده شده بود

بر زمین چنین گذشت.

در روزگار من همه راهها به مرداب ختم می شدند

زبانم مرا به جلادان لو می داد

زورم زیاد نبود، اما امید داشتم

که برای زمامداران دردسر فراهم کنم!

عمری که مرا داده شده بود

بر زمین چنین گذشت.

توش و توان ما زیاد نبود

مقصد در دوردست بود

از دور دیده می شد اما

من آن را در دسترس نمی دیدم.

عمری که مرا داده شده بود

بر زمین چنین گذشت.

 

:سوم

 

آی آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون می جهید

که ما را بلعیده است.

وقتی از ضعفهای ما حرف می زنید

یادتان باشد

از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید.

به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم.

و نومیدانه میدانهای جنگ طبقات را پشت سر گذاشتیم،

آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.

این را خوب می دانیم:

حتی نفرت از حقارت نیز

آدم را سنگدل می کند.

حتی خشم بر نابرابری هم

صدا را خشن می کند.

آه، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم

خود نتوانستیم مهربان باشیم.

اما شما وقتی به روزی رسیدید

که انسان یاور انسان بود

درباره ما

!با رأفت داوری کنید

539425 395017230565300 404034230 n 300x199 به آیندگان برتولت برشت   ترجمه نیلوفر بیضایینیلوفر بیضایی (۲۵ دی ۱۳۴۵ برابر ۱۵ ژانویه ۱۹۶۷، نویسنده (نمایشنامه نویس) و کارگردان تئاتر است.

نیلوفر بیضایی فرزند بهرام بیضایی کارگردان مطرح تئاتر و سینمای ایران و منیر اعظم رامین فر که در یک خانواده هنری رشد کرده می‌باشد. او از سال ۱۹۸۵ در آلمان و در تبعید به‌سر می‌برد. نیلوفر پس از پایان تحصیل در رشته‌هایادبیات آلمانی، تئاترسینما و تلویزیون و تعلیم و تربیت از دانشگاه فرانکفورت در سال ۱۹۹۴ گروه تئاتر دریچه را پایه‌گذاری کرد و به نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی تئاتر پرداخت. پس از بیش از صد و پنجاه اجرای نمایش‌های گوناگون در اروپا در سال ۲۰۰۸ برای نخستین بار یکی از نمایش‌های او (بوف کور) خارج از اروپا و در شهر تورنتوی کانادا به‌روی صحنه رفت.. بوف کور پیش از آن در اروپا نیز اجرا شده بود.. همچنین نمایش دیگر او یک پرونده، دو قتل در سال ۲۰۱۰علاوه بر اروپا در ونکور کانادا نیز اجرا شد. جدیدترین نمایش او “چهره به چهره در آستانه فصلی سرد” نام دارد که در آلمان و سوئد و بوستون آمریکا اجرا شده و در چند شهر دیگر کانادا و آمریکا نیز اجرا خواهد شد.

به آیندگان” برتولت برشت” – ترجمه نیلوفر بیضایی Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Advertisements

اثر ” آوای گِل ” بر مرضیه – مرضیه وفامهر

Published August 31, 2012 by free shabnamm adadzadeh

حیرت انگیز است و تحسین برانگیز. در ماههای اخیر با دیدن تاترهایی سرشار از انرژی ،فکر، خلاقیت و مهمتر از همه تلاش و کار مداوم یک لذت بصری عمیق برده ام که تا کجا در من نفوذ کرده و کار می کند هنوز به قطع روشن نیست
“ایستاده سر سوراخ سوپ خوری”، “عجایب والمخلوقات”،”مکبث” درخشان بودند و آنچه که این روزها خودش را در من به جا گذاشت ” آوای گل ” کاری از گروه ” بدن دیوانه ” به کارگردانی یاسر خاسب است

 

185128 10151205634415281 1861376663 n اثر  آوای گِل  بر مرضیه   مرضیه وفامهر

چه چیز اثری را برای من چنین بهت انگیز، موثر، ترسناک ، جذاب و ماندگار می کند؟
این چیستی اثر، این چگونگی ساخت و پرداخت آن، این کشمکش میان من و اثرکه جان ، اندیشه و عاطفه ام را درگیر خود کرده واین در هم شکستن مخاطب و نمایش اقتدار و توانمندی هنرمند و هنرش ، آیا کافیست تا مطمئن شوم با اثری یگانه مواجه شده ام؟
یا آنچه بیش از هر چیز من را قانع می کند باور کنم با تابناکیِ یک هنر ناب مواجه شده ام اضمحلال باورهایم و خالی شدن از آنچه بوده ام می باشد؟
آیا اثر قصد خرد و خراب کردن ذهن مرا دارد تا طرحی نو دراندازد؟ یا نه ، قصد ساختن منِ مخاطبِ از پیش خرد و خراب را دارد تا ذهنِ نوِ من، طرحی بدیع را در او پیدا کند و تاویل کند؟
این مغزِ من است که از دریچه ی چشمانم رمزهای اثر را شکار می کند و تاویل می کند یا این فرستنده ی درون اثر هنری ست که رمزهای بکرش را با قطعیت و یقین به مغزِ من مخابره می کند؟
چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید؟ یا مغز شویی باید کرد و جور دیگر اندیشید؟ یا نه اثر مقابلت را بایستی خرد کنی و آنچه می خواهی در آن از نو بسازی و ببینی و در آخر مشعوف شوی؟
هنرمند ترا می سازد یا تو او را؟ تو خالقی یا او؟ تو هیچی و او همه چیز یا او هیچ است و تو هستی؟ یا همه هیچیم و این اثر است که مقتدر، تمامیت خواه و پایدار است؟ یا تثلیث مان مفهوم را ابداع و معنا را کامل می کند؟
آیا اثر همه چیز را در خود فنا میکند؟ آیا اثر پایدارمیشود؟ آیا اثر خدایی خواهد کرد؟ تا کجا؟ تا کی؟
آیا برای ارائه و ماندگاری، ادامه ی حیات آثرِ اثر˛ موثر است؟
این سوالهای من در مواجهه با نمایش ” آوای گِل ” است و این مواجهه در ابعاد متفاوتی ادراک می شود.
آنچه بیش از تمام این سوالات اهمیت دارد دوآلیزم قصه است که دو پرسوناژ تمامیت خواه را مقابل هم قرار داده. هریک خالق جهان خویشند. اثر و آثر. اما اثر است که باقیست. جوهر تفکر و حرکتِ خالق چیزی نیست جز همان مخلوقی که آینه ی تمام نمای اوست. مقتدر و تمامیت خواه. جان که می گیرد یگانگی و قدرت می خواهد و تناتن با خالق به نبرد برمی خیزد.
” آوای گِل ” فرای خط باریک قصه اجرای منحصر به فردی دارد و چنان توانمند خود و بازیگرانش ، به خصوص یاسر خاسب را به نمایش می گذارد که تردید نمی کنی این اثرِ هنری است که به جایگاهِ الهه گی میرسد.
پس به زانو در می آیم و با احترامی به ژرفی نفوذِ اثر، مقابل چنین تلاش یگانه ای سر خم می کنم. مگر راهی جز این باقیست؟

اما کاشکی در این قصه ی پر نشیب و فرازِ خلق، جایی اثر و آثر تلاقی می کردند.؟ مثل دو رود جاری که سر خویش خواهند گرفت.
کاشکی این مخلوق زمخت گلین در مواجهه با آب و کشف این نرمی و لطافت کمی نرم تر می شد . جایی که اندیشه کشف می کند، حظ می کند، و می خواهد تا همیشه این شیرینی را تازه به تازه مزه کند و گسترده شود. جایی که اندیشه باور می کند راهی جز کشف مداوم ناشناخته ها ندارد و هویت او به این اکتشاف و ادراک بستگی دارد. جایی که اندیشه پیش از آنکه محظوظ از فنا کردن موجدش شود و یکه تازی کند در برابر طبیعتِ مقتدرِ عظیم، خویش را بسی تنها و کوچک می یابد.

راستی چه خوب که در طول قصه نه باران و بورانی زد و نه طوفانی درگرفت اگرنه چگونه خالق توان این خلق را داشت و اگر طوفانی می شد، آیا خاک خاک می ماند و آب آب می ماند؟ نه آثر و اثری بود و نه تاثیری ؟
خدا کند طوفان نشود.

مرضیه وفامهر
شهریور یکهزار و سیصد و نود و یک / تهران

اثر ” آوای گِل ” بر مرضیه – مرضیه وفامهر Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

به نام بم …” – مصطفی خسروی”

Published August 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

 ۵شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۱

اردیبهشت سال ۸۶، برای شرکت در یک سمینار نجومی، مهمان بچه های رفسنجان بودیم، از آنجا با یکی از دوستان، که قرار بود یک محموله متشکل از سه ماشین سواری پر از تلسکوپ و ابزار نجومی را به مدرسه ای در بم تحویل دهد، همراه شدم و برای چند روزی با هم به سوی بم و کرمان حرکت کردیم.

در راه بود که متوجه شدم، که این مجموعه با ارزش تلسکوپ ها و کتاب ها و نرم افزار ها که بسیار هم گران قیمت و نفیس بود، به سفارش یونسکو و برای مدرسه ای که یونسکو در شهر بم ساخته است ارسال می شود، بسیار کنجکاو شده بودم که این مدرسه را از نزدیک ببینم، مدرسه ای که برای این بخش غیر درسی چندین میلیون تومان هزینه می کرد، حتما دیدنی بود.

به بم که رسیدیم سراغ مدرسه را گرفتیم، انقدر معروف بود که همه می شناختندش، نزدیکی های ارگ قدیم، مجتمعی عظیم، ساختمانی بسیار زیبا که با دقت و وسواس زیادی ساخته شده بود.

ساختار مدرسه آنقدر مدرن بود که حتی در این سالها در اروپا هم نمونه اش را ندیده ام، تا انجا که یادم می آید مدرسه بدون پله بود، انجاهایی هم که مجبور شده بودند از پله هایی با ارتفاع بسیار کم استفاده کرده بودند، سیتسم برق کشی مدرسه و پریز ها به گونه ای بود که حتی اگر بچه ای تمام تلاشش را می کرد تا میخی در پریز فرو کند، هیچگاه دچار حادثه نمی شد، آب خوری ها، سیستم تهویه هوا، سیستم ضد حریق، طراحی کلاس ها و … . واحد سمعی بصری و کتاب خانه و ازمایشگاه ها وتجهیزات مدرسه ان قدر غنی بود که شاید دبیرستان علامه حلی تهران هم به گرد پایش نمی رسید.

 

پرس و جو که کردیم متوجه شدیم، این مدرسه برای بچه هایی ساخته شده که در جریان زلزله بم دچار نقص عضو و معلولیت جسمی شده اند مهندسان طراح و معمار تمام تمهیدات رفاهی برای این گروه از دانش آموزان را اندیشیده بودند، بسیاری از اجزا ساختمان از خارج از کشور وارده شده بود (حتی همان پریز های برق) تا یک فضای امن و بی دردسر برای این کودکان ایجاد شده باشد.

اما با تمام این حرف ها مدرسه خالی بود و خاک می خورد، کسی که نماینده سازمان در مدرسه بود و وسایل را تحویل می گرفت با حسرت می گفت، قرار است در همین روزها، با حضور جمعی از مسئولین مدرسه افتتاح شود، افتتاحی نمادین، اما اینکه ایا مدرسه به بهره برداری خواهد رسید یا نه هنوز معلوم نیست.

می گفت که اداره آموزش و پرورش، اجازه راه اندازی مدرسه را نمی دهد، می خواهند مدرسه را به فرزندان مسئولین شهر اختصاص دهند و از این فضا برای آقا زاده های شهر و متمولین استفاده کنند، به یونسکو گفته بودند، اگر قبول نکنید، نه معلمی به شما می دهیم نه اجازه تدریس و فعالیت.

می گفت اقایان حتی حاضر نبودند تجهیزاتی که یونسکو از اروپا برای ساخت مدرسه ارسال می کرده به آنها تحویل دهند. از کارشکنی ها و دزدی ها و … حرف های بسیار داشت .

اما ته دلش محکم بود که قرار نیست این سازمان در مقابل مقامات دولتی شهر کوتاه بیاید …

زلزله آذربایجان این روزها دوباره مرا به یاد آن مدرسه انداخت، نمی دانم آن مدرسه به بهره برداری رسید یا نه، نمی دانم چه کسانی امروز آنجا مشغول تحصیلند، اقازاده ها یا معلولین و آسیب دیده ها، اما می دانم که داستان حقارت مدیران این سرزمین تمامی ندارد و اگر منافعشان ایجاب کند، حتی آنجایی که بخش خصوصی فعالیت می کند را هم تصرف می کنند.

… چند روز بعد مدرسه با حضور جمعی از مقامات به صورت نمادین افتتاح شد

: گزارش تصویری – افتتاح اولین مدرسه یونسکو در بم – ۱۳۸۶

مدرسه یونسکو بم 24 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 21 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 5 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 9 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 4 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 161 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 3 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 23 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 8 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 15 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 7 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 25 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 18 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 10 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 2 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 20 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 14 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 1 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 19 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 22 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 17 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 11 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 6 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی
مدرسه یونسکو بم 13 150x150  به نام بم ...     مصطفی خسروی

به نام بم …” – مصطفی خسروی” Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی

Published August 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۱

Venice 1024x572  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی

 

به گزارش یورو نیوز جشنواره فیلم ونیز با یک صندلی خالی‌ به صورت سمبلیک به یاد “جعفر پناهی” روز گذشته آغاز به کار کرد. جعفر پناهی کارگردان مطرح سینما ی ایران به شش سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از ساختن فیلم، نوشتن هر نوع فیلمنامه و مسافرت به خارج از کشور، محکوم شده است.

“آلبرتو باربرا”، رئیس فستیوال ونیز پیش از آغاز فستیوال گفته بود : پناهی اولین کارگردانی بود که امسال به عنوان عضو هیأت داوران ازاو دعوت کردیم . البته هنوز هم امیدواریم که بتواند اجازه خروج از کشور را به دست بیاورد و بیاید. اما تصور نمی کنم که امسال هم بتواند بیاید. در نتیجه بار دیگر یک صندلی خالی برای او گذاشته خواهد شد.

شصت و نهمین جشن‌واره‌ی فیلم ونیز، شامگاه چهارشنبه (۲۹ آگست-۸ شهریور)، با اکران فیلم بنیادگرای ناراضی (Reluctant Fundamentalist) ساخته‌ی میرا نایر، کارگردان هندی‌تبار در شمال ایتالیا آغاز شد و تا روز ۸ سپتامبر (۱۸ شهریور) ادامه خواهد داشت.

امسال در بخش مسابقه‌ی جشنواره، ۱۸ فیلم از جمله تازه‌ترین آثار کارگردانانی چون ترنس مالیک، برایان دی‌پالما، اولیویه آسایاس، تاکشی کیتانو، کیم کی-دوک و مارکو بلوکیو برای کسب جایزه‌ی شیر طلایی با هم رقابت می‌کنند.

رامین بحرانی، کارگردان ایرانی مقیم آمریکا نیز با فیلم «به هر قیمت» در بخش مسابقه حضور دارد.

امیر نادری، کارگردان سرشناس ایرانی ساکن نیویورک نیز امسال داور بخش جنبی «افق‌ها»ی جشنواره ونیز است.

فیلم «خانه‌ پدری» ساخته‌ی کیانوش عیاری که گفته می‌شد شاید به دلیل مخالفت مسوولان وزارت ارشاد جمهوری اسلامی در این جشنواره شرکت نکند، در بخش «افق‌ها» اکران می‌شود.

«خانه پدری» با بازی مهدی هاشمی، شهاب حسینی، نازنین فراهانی و مهران رجبی، فیلمی اپیزودیک است که مشکلات زنان در «جامعه مردسالار ایران» در طی هفتاد سال اخیر را به تصویر کشیده است. این فیلم در سال ۱۳۸۹ ساخته شد، اما هنوز امکان نمایش در ایران پیدا نکرده است.

جشنواره فیلم ونیز، قدیمی‌ترین جشنواره فیلم دنیاست و از اعتبار ویژه‌ای در میان جشنواره‌های بین‌المللی برخوردار است.

تصاویر روز آغاز به کار این جشنواره و همچنین فرش قرمز فیلم بنیادگرای ناراضی (Reluctant Fundamentalist) را در ادامه ببینید.

69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 22 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 35 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 12 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 37 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 34 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
empty chair for Panahi Venice 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 39 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 29 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 14 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
Venice 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 30 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 2 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 28 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 18 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 38 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 31 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 10 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 15 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 3 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 9 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 20 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 26 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 21 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 11 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 17 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 7 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 23 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 16 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 24 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 4 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 33 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 36 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 19 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 25 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 5 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 32 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 27 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 6 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 13 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی
69th Annual Venice Film Festival Opening Ceremony 8 150x150  آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی

آغاز به کار شصت‌و‌نهمین جشنواره فیلم ونیز با قراردادن صندلی خالی‌ برای جعفر پناهی Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

بی‌ مردم، هیچ نبود… مثل همیشه – حبیب رضایی

Published August 25, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۱

224604 135569843254500 1868276625 n بي‌ مردم، هيچ نبود... مثل هميشه   حبيب رضايي

 

به قول یک مهندس ژاپنی: «این زلزله نیست که آدم‌ها را از بین می‌برد، بلکه این ساخت‌وسازهای ناامن هستند که قصه آدم‌ها را پایان می‌دهد.» زمین در گوشه‌ای از این خاک، لرزید، -باز- و سازه‌های ناامن، ویرانی ساختند، دوباره. و این ویرانی، دل‌های بسیاری را فارغ از مرزها و مرزداران، به درد آورد (شاید خیلی بیشتر از مرگ مادر محترم رییس‌جمهور کشوری دور در گوشه‌ای از این کره خاک)… . اما انگار در شعاع‌هایی از این دردها و تخریب‌ها، حافظه‌هایی هم لرزید و به یادمان آورد، ما مردمان، بی‌دعوت و بی‌ریا و بی‌توجه به هر «حال»ی که داریم و هر آنچه که نداریم، همدل و هم‌قصه می‌شویم با غصه‌داران و به این خصلت نیکو، شهره‌ایم. زمین لرزید و قصه‌های زیادی را نیمه‌کاره، رها کرد ولی «انسان» بودن وادارت می‌کند یاد بگیری این قصه‌های نیمه‌کاره را، تکمیل کنی. و سینما هم که چیزی نیست مگر قصه‌گویی از انسان برای انسان. پس اهالی سینمای این دیار، گرچه در بی«خانه» بودن با مردم زلزله‌زده هم‌دردند و هم غصه، اما این‌بار هم، شریک مردم شدند در مصیبت‌شان و فارغ از زخم‌های خویش، توانایی و نیاز به قصه‌گویی را به کناری نهادند و بهانه‌ای ساختند و خود، در جایگاه تماشاگران نشستند. بی‌مکان بودن گویی سبب خیر شد که بساط این دلنوازی و دست به دست هم دادن‌ها به مقابل سینمای آزادی برسد و در طول این ضیافت دو روزه، (۲۶ و ۲۷ مرداد ۹۱) راویان استثنایی یعنی مردم، آمدند و هرکدام بخشی از این روایت را با دل و جان تکمیل کردند. روایتی که چون رود همگان! را با خود همراه کرد. در این ۴۸ ساعت پرفراز و فرود، مدیریت و پرسنل عزیز «سینما آزادی» با همه توان، دوستان اهل رسانه و عکاسان، با همه خلوص، در کنار سینماگران نشستند و لذت تماشای مردم را چشیدند و باز هم اثبات این اصل را با شعف نظاره‌گر بودند که

 

«مردم وقتی با هم هستند، چه‌قدر تماشایی‌اند»

… در نهایت ماحصل این تماشا و ستایش و روایت شد ۱۶۲ میلیون. ۱۶۲ میلیون «برو دارمت هموطن»، ۱۶۲ میلیون «بیت از سعدی شیراز» و ۱۶۲ میلیون «امید و سلام» بی‌منت، با همه دل، در تمنای کم‌حجم ما، اندوخته شد. همه آن‌ها که بودید و همه آن‌ها که نشد که باشید اما صدای قلب‌تان در هر قدم و در هر دست یاری‌دهنده، گرم و بی‌مثال حس می‌شد:

دل‌هایتان پر از جوانه، قدم‌هایتان سبز و دستان‌تان غرق برکت باد…

هرچه بود، بی‌مردم، هیچ نبود… مثل همیشه.

زنده باشید و امن… همین.

 

روزنامه شرق…۳۱مرداد۹۱

 

با تشکر از صفحه امداد به زلزله زدگان در فیسبوک 

بی‌ مردم، هیچ نبود… مثل همیشه – حبیب رضایی Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

یک ماه باید در خانه باشم – عزت‌الله انتظامی: دلم پر می‌زند به کمک زلزله‌زدگان بشتابم

Published August 25, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۱

427154 10151006515073107 199510644 n يك ماه بايد در خانه باشم   عزت‌الله انتظامي: دلم پر مي‌زند به كمك زلزله‌زدگان بشتابم

عکس: عزت الله انتظامی در فیلم مینای شهر خاموش به کارگردانی امیر شهاب رضویان

عزت‌الله انتظامی گفت: حدود یک ماه باید در خانه باشم تا دوران نقاهت عمل جراحی پایم سپری شود.

آقای بازیگر سینمای ایران که چندی پیش مورد عمل جراحی قرار گرفت در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: یکشنبه گذشته در بیمارستان پارسیان بستری شدم و پای چپم را که اصلا نمی‌توانستم از آن استفاده کنم تحت عمل جراحی قرار گرفت و جمعه از بیمارستان مرخص شدم.

وی افزود: با توجه به اینکه در عمل قبلی که بر روی پای راستم انجام شد افراد زیادی به زحمت افتادند و به بیمارستان مراجعه کردند این بار تصمیم گرفتم به کسی خبر ندهم و حتی همسرم هم خبر نداشت و فکر می‌کرد برای چکاپ در بیمارستان حضور دارم و تنها ایرج راد و محمدحسن پزشک از عمل پایم خبر داشتند.

انتظامی با اظهار رضایت از عمل انجام شده اظهار کرد: دکتر اسدی مدیر عامل بیمارستان پارسیان زحمت زیادی متحمل شد و بزرگوارانه همه کارها را به خوبی انجام داد و خوشبختانه پای چپم به حرکت افتاده و به راحتی حرکت می‌کنم و دوران نقاهت را باید همراه با آب‌درمانی سپری کنم.

آقای بازیگر سینمای ایران در پایان سخنانش در حالی که با بغض صحبت می‌کرد با اشاره به زلزله آذربایجان شرقی به ایسنا گفت: با دیدن این تصاویر بسیار غصه خوردم و دلم پر می‌زند تا به کمک آن‌ها بشتابم اما متاسفانه نمی‌توانم.

 لازم به ذکر است که این خبر در ۲۴ مرداد منتشر گردید و سپیده دم ضمن پوزش و آرزوی بهبودی برای عزت الله  انتظامی با تأخیر این خبر را منتشر مینماید.

یک ماه باید در خانه باشم – عزت‌الله انتظامی: دلم پر می‌زند به کمک زلزله‌زدگان بشتابم Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY