چند کبودی کوچک – دربارۀ کار تازۀ مهرجویی و هزینه از جیب اعتبار

Published June 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱

می‌خواهم به طرح این سؤال کلی برسم که آیا هنرمند مجاز است از اعتبار و صاحب‌نامی خود برای منافع غیرهنری سود جوید؟ و این روند تا چه حد و میزانی قابل اغماض است و اصلاً مردم در مثلث هنر و هنرمند تا چه میزان حق پرسشگری و انتظار دارند؟ آیا می‌توان از سازندۀ گاو و دایرۀ مینا و هامون و سارا پرسید: «این چی بود شما ساختی؟!» یا به ما ربطی ندارد

مصطفی جلالی فخر

narenji poosh l2 270840 327740 300x208 چند کبودی کوچک   دربارۀ کار تازۀ مهرجویی و هزینه از جیب اعتبار

نارنجی‌پوش حیرت‌انگیز است و هنوز دچار این بهتم که چگونه چنین اثری را می‌توان به خالق لیلا و درخت گلابی و پریمنتسب کرد. باورکردنی نیست که فیلمسازی با این تجربه و اعتبار، اینچنین به گذشتۀ بر‌تر و مفاخر کارنامۀ خود پشت کرده و نفع مادی خاصی برایش متصور نباشد. اینکه فیلمی کاملاً سفارشی ساخته و متأسفانه فیلم سفارشی بدی هم از آب درآمده است. ساخت این‌گونه فیلم‌ها و استفاده از حامی تبلیغاتی حیطۀ خطیری است و ظرافت می‌خواهد. گبه محسن مخملباف هم سفارشی بود؛ اما دچار سطحی‌نگری معرفی و تبلیغ گبه نشد. مهرجویی پیش از این نیز در برابر حامیان تبلیغاتی خود به صریح‌ترین شکل معرفی محصولات تسلیم شده بود. مثلاً در لیلا که لیلا حاتمی زیر بیلبورد اسپانسر فیلم، منتظر همسرش ایستاد یا در مهمان مامان که بازیگر نوجوان فیلم، به طرز توی ذوق زننده‌یی گفت «این هم سس هزار جزیره مهرام»!… در فیلم اخیر که کار فقط در حد «لطفاً آشغال نریزید!» است و ماجراهایی هم محض جوری قصه برای این دکمه نوشته است و حتماً خود مهرجویی هم می‌دانسته که قضیۀ فنگ‌شویی که از چین باستان آمده و در چین امروز، خرافات محسوب می‌شود، نمی‌تواند این نوع پیام‌رسانی تلویزیونی را معتبر کند. حتی اگر فرض کنیم که مهرجویی دچار دغدغۀ شخصی اصلاح ناپسندی زباله‌پراکنی شده، باز هم راه خطایی در پیش گرفته است. هزاران موضوع مشابه وجود دارد که اگر قرار به اصلاح توسط فیلمساز باشد، حکایت گل کاشتن کل صحرای آفریقاست. کسی منکر بهبود فرهنگ عمومی نیست، اما واقع‌بینانه که بنگریم، این کار توسط تلویزیون و یک نگاه جمعی هدفمند قابل انجام است که اقشار متوسط جامعه را شامل شود. هر کسی جایگاه و تأثیر و وظیفه‌یی دارد. کسی از فرماندۀ ارتش توقع ندارد که اسلحه به دست در خط مقدم، پابه‌پای سربازان وظیفه نبرد کند. او صاحب توانمندی بالا‌تر و وظایف کلان‌تری است. مهرجویی تشخص و منزلتی دارد که قبل از هر کسی خودش باید حرمت آن را نگه دارد. نه اینکه دیگران پای نقد‌ها کامنت بگذارند که استاد تمام شده است و پیر شده و اگر آسمان محبوب را می‌دیدید چه می‌گفتید و… حرمت امامزاده را متولی‌اش باید نگه دارد. هنرمند در برابر گنجینۀ فرهنگ و هنر سرزمین‌اش مسئول است. فیلمی مثلنارنجی‌پوش کمکی به غنای آن نمی‌کند. اما گاو و لیلا هنوز که هنوز است فخرنشین تاریخ سینمای ما است. این توجیه فیلمساز که شرایط برای ساختن چنین آثاری مهیا نیست، دلیل قانع‌کننده‌یی برای ساخت این‌گونه فیلم‌های دم‌دستی نیست. همین میزان تماشاگر و جدی گرفته شدن کار آخر هم به خاطر اعتبار نام کارگردان است. تصور کنید این فیلم را یک فیلمساز بی‌نام و نشان ساخته بود، فکر می‌کنید چه واکنش‌هایی در انتظارش بود؟!

واقعاً چرا صاحب‌نام‌های هنر و به ویژه سینما، به این راحتی از کیسۀ اعتبارشان برای منافعی دیگر هزینه می‌کنند؟ این عارضه دامن خیلی‌ها را گرفته است. حتی برخی به بیضایی نیز خرده گرفته بودند که در فیلم آخرش از اعتبارش برای کاری متوسط خرج کرده است؛ تا بلکه در ادامۀ فیلمسازی‌اش تسهیلاتی به وجود ‌آید (و متأسفانه چنین نشد). فیلم آخر صدرعاملی دربارۀ زیارت حرم امام رضا(ع) را ندیده‌ام؛ اما از چند همکار منتقد شنیده‌ام که ماهیت سفارشی پیدا کرده و خوب از آب درنیامده است و کارگردان من ترانه پانزده سال دارم، از اعتبار آن فیلم برای این آثار هزینه کرده است. کیارستمی هم در فیلم‌های اخیر خود نتوانست سطح و منزلت آثار گذشتۀ خود را به دست آورد و «نام» او در تیتراژ، به اثر جان اضافه می‌دهد، در حالی که هنر ایده‌آل انتظاری معکوس از رابطۀ میان اثر و صاحب اثر دارد. حتی فیلمسازی مثل فرزاد مؤتمن هم که با آثار اولیۀ خود، انتظار حضور یک فیلمساز توانمند و صاحب سبک را ایجاد کرده است، به نفع‌جویی از فیلم‌هایی رسیده که هیچ ربطی به او ندارند.

در آخر می‌خواهم به طرح این سؤال کلی برسم که آیا هنرمند مجاز است از اعتبار و صاحب‌نامی خود برای منافع غیرهنری سود جوید؟ و این روند تا چه حد و میزانی قابل اغماض است و اصلاً مردم در مثلث هنر و هنرمند تا چه میزان حق پرسشگری و انتظار دارند؟ آیا می‌توان از سازندۀ گاو و دایرۀ مینا و هامون و سارا پرسید: «این چی بود شما ساختی؟!» یا به ما ربطی ندارد و احیاناً اگر بیضایی هم فصلی از شاید وقتی دیگر را مبنا قرار داد و فیلمی دربارۀ ترافیک و آلودگی هوا و بوق زدن ساخت، به مردم ربطی ندارد؟!… و اصلاً چه بسا کیارستمی هم دلش بخواهد به نقطۀ آغازین بازگردد و فیلمی در فواید مسواک زدن بسازد. آیا بزرگان می‌توانند به هر نوع دغدغۀ شخصی دربارۀ هر بخش اجتماع پاسخ دهند و برخلاف جهان‌بینی زیبایی‌شناسی خود حرکت کنند؟ آیا آنها در برابر انتظار جامعۀ هنری از خود متعهد نیستند؟

منبع: اعتماد، ۳ خرداد ۱۳۹۱

چند کبودی کوچک – دربارۀ کار تازۀ مهرجویی و هزینه از جیب اعتبار Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: