کوچ بازیگران وتماشاگران از سینما به خانه/ یادداشت علی معلم بر مهاجرت سینماگران و سینمادوستان از پرده سفید به پرده نقره‌ای

Published June 8, 2012 by free shabnamm adadzadeh

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۱

Moalem 1 237x300 كوچ بازيگران وتماشاگران از سينما به خانه/ یادداشت علي معلم بر مهاجرت سینماگران و سینمادوستان از پرده سفید به پرده نقره‌ایعلی معلم- در سینمایی پرمشکل مهاجرت بازیگران از سینما به شبکه نمایش خانگی امری طبیعی است. سینمای ما در حال حاضر با دو مشکل عمده مدیریتی و اقتصادی روبه‌رو است. تورم موجود در حوزه اقتصاد سینما روزبه‌روز تولید فیلم را با مشکلات و موانع بیشتری مواجه ساخته و بخش تولید دولتی هم هر روز بیشتر به سمت سفارشی‌سازی گرایش می‌یابد و این سفارشی‌سازی باعث می‌شود فیلم‌های سینمایی فاصله بیشتری با مردم بیابند.

 از سوی دیگر تعداد سالن‌های استاندارد، به خصوص در شهرستان‌ها کاهش می‌یابد و چنین شرایطی افق ناروشن و ناامیدکننده‌یی را پیش روی سینماگران قرار می‌دهد، چراکه چنین شرایط نابسامان اقتصادی فعالیت و مشغله در حوزه سینما را سخت‌تر می‌کند، پس طبیعی است که بازیگران سینما که جزیی از این وضع نابسامان هستند، ترجیح دهند از سینما به سمت تولیدات شبکه نمایش خانگی گرایش یابند. از سوی دیگر شرایط فضای عمومی و اجتماعی ما نیز به سمتی پیش می‌رود که مردم ترجیح می‌دهند کمتر در فضای عمومی حضور یابند و بیشتر اوقات‌شان را در خانه‌هایشان می‌گذرانند؛ در نتیجه وقتی مردم بیشتر زمان‌شان را در خانه‌هایشان بگذرانند طبعا فیلم خانگی و محصولات فرهنگی خانگی را می‌بینند یا پای برنامه‌های تلویزیون و ماهواره می‌نشینند؛ وقتی چنین وضعیتی در عرصه عرضه و تقاضای محصولات فرهنگی برقرار می‌شود، بیانگر این مساله است که ما با مشکلات کلان فرهنگی مواجه هستیم که نمی‌توان به اصلاح در امور جزیی دل‌ بست و امیدوار بود. برای برون‌رفت از این مشکلات به تحولی اساسی و ساختاری نیازمندیم، چراکه به دلیل نامشخص بودن شرایط فرهنگی، افق پیش رو نیز مبهم است و ساختارهای کلان فرهنگی چنان گرفتار بحران شده‌اند که با تزریق مسکن‌ها نمی‌توان این مشکلات فرهنگی را که شرایط سینما را وخیم‌تر می‌کند، پشت‌سر گذاشت. باید توجه داشته باشیم که در حال حاضر صنعت نمایش ما دچار سقوط شده و از سوی دیگر تولید سفارشی افزایش یافته است و همین عدم تعادلی که در صنعت نمایش ما ایجاد شده بحران سینمای ما را تشدید می‌کند. همچنین به جای اینکه با ایجاد سالن‌های جدید و استاندارد، میل و گرایش مردم را به سینما رفتن افزایش دهیم، با بسته شدن سالن‌های سینما و افت کیفیت سیستم‌های نمایشی سالن‌ها، میزان حضور مردم در سالن‌های سینما کمتر و کمتر می‌شود. این در حالی است که در بقیه کشورهای صاحب سینما و توسعه‌یافته، به‌رغم حضور گسترده رسانه‌های پیشرفته و رقیب سینما، سالن‌های سینما هنوز محلی برای تجمع و سرگرمی مردم محسوب می‌شود و مدیریت سینمایی کشورهای توسعه‌یافته به گونه‌یی است که مردم هر چه بیشتر به حضور در سالن‌های سینما رغبت داشته باشند. با قیاسی کلی در عرصه نمایش میان کشور خودمان و کشورهای توسعه‌یافته، به سادگی متوجه می‌شویم که ما روندی معکوس را در پیش گرفته‌ایم و راهکارهای فرهنگی ما به گونه‌یی است که مردم هرچه بیشتر به ماندن در خانه‌هایشان تمایل می‌یابند؛ به عبارتی وضعیت کنونی ما به شکلی درآمده که مردم را از فضای عمومی و تحرک به فضای داخلی و محدود می‌بریم.

در مورد مشکل مدیریتی سینما، با تمام خوشبینی و اعتمادی که به حسن‌نیت مدیران سینمایی بنیاد سینمایی فارابی دارم، آنچه واضح و محرز است عدم کارشناسی صحیح در اداره سینماست. از سوی دیگر اراده لازم برای حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب را نمی‌بینیم و در عوض نشانه‌های افول کامل را مشاهده می‌کنیم و با اینکه مدیریت سینمایی در حالت دست بسته نیست و از کمک‌های لازم اجرایی هم برخوردار است باز هم در جهتی حرکت می‌کند که بر حجم مشکلات افزوده می‌شود. همچنین عدم بهره‌گیری از مشارکت و مشاوره نخبگان باعث تشدید خودرایی در مدیریت سینما شده است در حالی که در یک وضعیت مفروض مطلوب، باید هرچه بیشتر از مشاوره و مشارکت نخبگان برای بهبود امور بهره‌ برد. در یک ارزیابی کلی درباره مدیریت فعلی سینما می‌توان این مدیریت سه ساله را به دو بخش تقسیم کرد؛ در یک سال و نیم اول شاهد گشایش‌هایی در مدیریت سینما بودیم، اما در یک سال و نیم بعدی وعده و گشایش‌هایی که وعده داده شد، محقق و پیگیری نشد. به همین دلیل یک‌سال و نیم اخیر شاهد افول مدیریت سینما بودیم که به واقع دلایل آن را نمی‌دانم البته مسوول بخش دیگری از این افول خود سینماگران هستند که خود را درگیر مسائلی فرسایشی کردند که باعث تضعیف سینمای ایران شد. با این حال برنامه‌ریزی‌های سینمایی در یک سال اخیر به شدت انحصارطلبانه است و سبب تشدیدمشکلات سینما شده است و همچنان عدم کارشناسی مسائل و به گفت‌وگو نشستن درباره مشکلات باعث تشدید ناهماهنگی‌های موجود در سینمای ایران شده است و تا زمانی که این برخوردهای یکسویه پایان نیابد، مشکلات نیز حل نمی‌شود.

در جمع‌بندی نهایی بار دیگر متذکر می‌شوم که هرگاه بحرانی در اقتصاد سینمای ایران به وجود آید، اصل سینما فراموش می‌شود و فرع اهمیت می‌یابد؛ مصداق این وضعیت همین مهاجرت و تمایل بازیگران به حضور در محصولات شبکه نمایش خانگی است. وقتی سینما دچار بحران می‌شود طبیعی است که دست‌اندرکاران از اصل بحران‌زده می‌گذرند و به فرع می‌پردازند چراکه باید به مشغله‌های حرفه‌یی خویش بپردازند اما وجود چنین نشانه‌هایی که اقتصاد عمده‌فروشی به اقتصاد دستفروشی‌ میل می‌یابد، بیانگر بحران و بیماری است و وقتی اقتصاد کلان آسیب می‌بیند اجزای این اقتصاد هم درگیر بحران می‌شوند که بازیگران و عوامل سینما از اجزای یک کل بزرگ هستند و آنچه در این بحران باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد بقای اصل سینماست.

 

کوچ بازیگران وتماشاگران از سینما به خانه/ یادداشت علی معلم بر مهاجرت سینماگران و سینمادوستان از پرده سفید به پرده نقره‌ای Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: