Archives

All posts for the month June, 2012

بیش از ۳۰ روز اعتصاب غذا تنها برای موافقت با مرخصی برای دیدار با فرزند بیمارش

Published June 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱

523706 10151002986567200 1155387178 n بیش از 30 روز اعتصاب غذا تنها برای موافقت با مرخصی برای دیدار با فرزند بیمارش

فرزند این زندانی دچار بیماری صعب الاعلاجی است که پزشکان دیدار با پدرش را در بهبود وضعیت او موثر دانسته اند. این زندانی برای گرفتن مرخصی به منظور دیدن فرزند بیمارش بیش از ۳۰ روز است در اعتصاب غذای تر به سر می برد و ۵ تیرماه در ملاقات با خانوادهاش گفته است دست از اعتصابش بر نمی دارد مگر به او مرخصی داده شود.

محمد صدیق کبودوند، دبیر سازمان حقوق بشر کردستان و مدیر مسول نشریه “پیام مردم” در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد و یک سال بعد در دادگاه انقلاب تهران به جرم نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق تشکیل “سازمان حقوق بشر کردستان” و فعالیت در آن به ۱۱ سال حبس محکوم شد. او در دوران محکومیت خود از حقوق عادی یک زندانی مانند مرخصِی ، ملاقات حضوری و درمان پزشکی مناسب و به هنگام محروم بوده است . او همچنین دارای پسر ۲۲ ساله ای است که مبتلا به بیماری سرطان است.

محمد صدیق کبودوند از سال ۱۳۸۲ نشریه “پیام مردم” را به دو زبان کردی و فارسی در تهران و استان های کردنشین منتشر می کرد. و در فروردین ۱۳۸۴ “سازمان حقوق بشرکردستان” را تشکیل داد.او در مراسم سال ۲۰۰۹ “جوایز مطبوعات بریتانیا” به عنوان “روزنامه‌نگار بین‌المللی سال” برگزیده شد و در زمستان سال ۱۳۸۷ نیز جایزه “هلمن–همت” سازمان دیده‌بان حقوق بشر به او داده شد.

منبع: کمپین بین مللی حقوق بشر

بیش از ۳۰ روز اعتصاب غذا تنها برای موافقت با مرخصی برای دیدار با فرزند بیمارش Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Advertisements

چند کبودی کوچک – دربارۀ کار تازۀ مهرجویی و هزینه از جیب اعتبار

Published June 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱

می‌خواهم به طرح این سؤال کلی برسم که آیا هنرمند مجاز است از اعتبار و صاحب‌نامی خود برای منافع غیرهنری سود جوید؟ و این روند تا چه حد و میزانی قابل اغماض است و اصلاً مردم در مثلث هنر و هنرمند تا چه میزان حق پرسشگری و انتظار دارند؟ آیا می‌توان از سازندۀ گاو و دایرۀ مینا و هامون و سارا پرسید: «این چی بود شما ساختی؟!» یا به ما ربطی ندارد

مصطفی جلالی فخر

narenji poosh l2 270840 327740 300x208 چند کبودی کوچک   دربارۀ کار تازۀ مهرجویی و هزینه از جیب اعتبار

نارنجی‌پوش حیرت‌انگیز است و هنوز دچار این بهتم که چگونه چنین اثری را می‌توان به خالق لیلا و درخت گلابی و پریمنتسب کرد. باورکردنی نیست که فیلمسازی با این تجربه و اعتبار، اینچنین به گذشتۀ بر‌تر و مفاخر کارنامۀ خود پشت کرده و نفع مادی خاصی برایش متصور نباشد. اینکه فیلمی کاملاً سفارشی ساخته و متأسفانه فیلم سفارشی بدی هم از آب درآمده است. ساخت این‌گونه فیلم‌ها و استفاده از حامی تبلیغاتی حیطۀ خطیری است و ظرافت می‌خواهد. گبه محسن مخملباف هم سفارشی بود؛ اما دچار سطحی‌نگری معرفی و تبلیغ گبه نشد. مهرجویی پیش از این نیز در برابر حامیان تبلیغاتی خود به صریح‌ترین شکل معرفی محصولات تسلیم شده بود. مثلاً در لیلا که لیلا حاتمی زیر بیلبورد اسپانسر فیلم، منتظر همسرش ایستاد یا در مهمان مامان که بازیگر نوجوان فیلم، به طرز توی ذوق زننده‌یی گفت «این هم سس هزار جزیره مهرام»!… در فیلم اخیر که کار فقط در حد «لطفاً آشغال نریزید!» است و ماجراهایی هم محض جوری قصه برای این دکمه نوشته است و حتماً خود مهرجویی هم می‌دانسته که قضیۀ فنگ‌شویی که از چین باستان آمده و در چین امروز، خرافات محسوب می‌شود، نمی‌تواند این نوع پیام‌رسانی تلویزیونی را معتبر کند. حتی اگر فرض کنیم که مهرجویی دچار دغدغۀ شخصی اصلاح ناپسندی زباله‌پراکنی شده، باز هم راه خطایی در پیش گرفته است. هزاران موضوع مشابه وجود دارد که اگر قرار به اصلاح توسط فیلمساز باشد، حکایت گل کاشتن کل صحرای آفریقاست. کسی منکر بهبود فرهنگ عمومی نیست، اما واقع‌بینانه که بنگریم، این کار توسط تلویزیون و یک نگاه جمعی هدفمند قابل انجام است که اقشار متوسط جامعه را شامل شود. هر کسی جایگاه و تأثیر و وظیفه‌یی دارد. کسی از فرماندۀ ارتش توقع ندارد که اسلحه به دست در خط مقدم، پابه‌پای سربازان وظیفه نبرد کند. او صاحب توانمندی بالا‌تر و وظایف کلان‌تری است. مهرجویی تشخص و منزلتی دارد که قبل از هر کسی خودش باید حرمت آن را نگه دارد. نه اینکه دیگران پای نقد‌ها کامنت بگذارند که استاد تمام شده است و پیر شده و اگر آسمان محبوب را می‌دیدید چه می‌گفتید و… حرمت امامزاده را متولی‌اش باید نگه دارد. هنرمند در برابر گنجینۀ فرهنگ و هنر سرزمین‌اش مسئول است. فیلمی مثلنارنجی‌پوش کمکی به غنای آن نمی‌کند. اما گاو و لیلا هنوز که هنوز است فخرنشین تاریخ سینمای ما است. این توجیه فیلمساز که شرایط برای ساختن چنین آثاری مهیا نیست، دلیل قانع‌کننده‌یی برای ساخت این‌گونه فیلم‌های دم‌دستی نیست. همین میزان تماشاگر و جدی گرفته شدن کار آخر هم به خاطر اعتبار نام کارگردان است. تصور کنید این فیلم را یک فیلمساز بی‌نام و نشان ساخته بود، فکر می‌کنید چه واکنش‌هایی در انتظارش بود؟!

واقعاً چرا صاحب‌نام‌های هنر و به ویژه سینما، به این راحتی از کیسۀ اعتبارشان برای منافعی دیگر هزینه می‌کنند؟ این عارضه دامن خیلی‌ها را گرفته است. حتی برخی به بیضایی نیز خرده گرفته بودند که در فیلم آخرش از اعتبارش برای کاری متوسط خرج کرده است؛ تا بلکه در ادامۀ فیلمسازی‌اش تسهیلاتی به وجود ‌آید (و متأسفانه چنین نشد). فیلم آخر صدرعاملی دربارۀ زیارت حرم امام رضا(ع) را ندیده‌ام؛ اما از چند همکار منتقد شنیده‌ام که ماهیت سفارشی پیدا کرده و خوب از آب درنیامده است و کارگردان من ترانه پانزده سال دارم، از اعتبار آن فیلم برای این آثار هزینه کرده است. کیارستمی هم در فیلم‌های اخیر خود نتوانست سطح و منزلت آثار گذشتۀ خود را به دست آورد و «نام» او در تیتراژ، به اثر جان اضافه می‌دهد، در حالی که هنر ایده‌آل انتظاری معکوس از رابطۀ میان اثر و صاحب اثر دارد. حتی فیلمسازی مثل فرزاد مؤتمن هم که با آثار اولیۀ خود، انتظار حضور یک فیلمساز توانمند و صاحب سبک را ایجاد کرده است، به نفع‌جویی از فیلم‌هایی رسیده که هیچ ربطی به او ندارند.

در آخر می‌خواهم به طرح این سؤال کلی برسم که آیا هنرمند مجاز است از اعتبار و صاحب‌نامی خود برای منافع غیرهنری سود جوید؟ و این روند تا چه حد و میزانی قابل اغماض است و اصلاً مردم در مثلث هنر و هنرمند تا چه میزان حق پرسشگری و انتظار دارند؟ آیا می‌توان از سازندۀ گاو و دایرۀ مینا و هامون و سارا پرسید: «این چی بود شما ساختی؟!» یا به ما ربطی ندارد و احیاناً اگر بیضایی هم فصلی از شاید وقتی دیگر را مبنا قرار داد و فیلمی دربارۀ ترافیک و آلودگی هوا و بوق زدن ساخت، به مردم ربطی ندارد؟!… و اصلاً چه بسا کیارستمی هم دلش بخواهد به نقطۀ آغازین بازگردد و فیلمی در فواید مسواک زدن بسازد. آیا بزرگان می‌توانند به هر نوع دغدغۀ شخصی دربارۀ هر بخش اجتماع پاسخ دهند و برخلاف جهان‌بینی زیبایی‌شناسی خود حرکت کنند؟ آیا آنها در برابر انتظار جامعۀ هنری از خود متعهد نیستند؟

منبع: اعتماد، ۳ خرداد ۱۳۹۱

چند کبودی کوچک – دربارۀ کار تازۀ مهرجویی و هزینه از جیب اعتبار Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

‘احساس خطر’ وزارت بهداشت ایران از روند خروج پرستاران از کشور

Published June 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱

 یک مقام‌ سازمان نظام پرستاری ایران به خبرگزاری مهر گفته است که روزانه ۴۰ پرستار خواهان دریافت معرفی نامه برای اعزام به خارج می‌شوند

Screen Shot 2012 06 30 at 12 300x218 احساس خطر وزارت بهداشت ایران از روند خروج پرستاران از کشور

.صدیقه سالمی گفته است که وزارت بهداشت ایران به همین خاطر احساس خطر کرده است

او به کمبود نیروی پرستاری در کشور و شرایط سخت کاری آنها اشاره کرده و گفته است به دلیل تسهیلات کشورهایی چون کانادا، آمریکا و استرالیا، پرستاران ایرانی جذب این کشورها می‌شوند

.خانم سالمی گفته است که دولت متوجه قضیه شده و وزارت بهداشت هم خطر را احساس کرده است

 

منبع:  بی‌ بی‌ سی‌ فارسی

‘احساس خطر’ وزارت بهداشت ایران از روند خروج پرستاران از کشور Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

کشف جسد منصوره حسینی نقاش معاصر ۱۵ روز پس از درگذشتش

Published June 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱

 

به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حسینی که سال گذشته به دلیل بیماری قلبی و کهولت سن در بخش سی سی یو بیمارستان شهدای «تجریش» بستری شده بود، ۱۷ روز پیش در منزلش درگذشت و از آنجا که در تنهایی زندگی می‌کرد روز پنج شنبه – هشتم تیرماه -، درست ۱۵ روز پس از درگذشتش، توسط همسایگان جسد او به پزشکی قانونی منتقل شد.

جزییات مراسم خاکسپاری و تشییع او نیز به زودی اعلام خواهد شد.

 

fda.painting50sal كشف جسد منصوره حسيني  نقاش معاصر ۱۵ روز پس از درگذشتش

منصوره حسینی در سال ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. ده ساله بود که در یک روز زمستانی طرحی از درختان کاج حیاط خانه در دفترچه مشق خود کشید و همین سبب شد تا پدرش برای او معلم خصوصی نقاشی بگیرد. پس از پایان دوره دبیرستان در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل کرد، در سال ۱۳۲۸ برای نخستین بار آثارش در انجمن فرهنگی ایران و انگلیس به نمایش گذاشته شد و در همین سال در رشته نقاشی از دانشکده فارغ التحصیل شد. در سال ۱۳۳۳ برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت. در سال ۱۳۳۵ اثری از او در بی‌ینال جهانی ونیز به تماشا درآمد. آثارش در گالری «وانتا جو» و نمایشگاه هنرهای فیگوراتیو در شهر فروزینونه (ایتالیا) نمایش داده شدند و مدال طلا کسب کردند. دیدار با «لئونللو ونتوری» نقطه عطفی در زندگی هنری حسینی محسوب می‌شود. در سال ۱۳۴۱ مجموعه‌ای از آثار نقاشی و سرامیک او در تالار فرهنگ به نمایش درآمد. در سال ۱۳۵۰ از او داستانی با عنوان «پوتین گلی» انتشار یافت. از سال ۱۳۵۲ همزمان با گشایش نگارخانه «منصوره حسینی» مجموعه‌ای از آثارش در آنجا نمایش داده شد. در سال ۱۳۷۶ در مراسم اختتامیه چهارمین دوسالانه نقاشی ایران از او به عنوان یکی از هنرمندان پیشکسوت قدردانی شد.

کشف جسد منصوره حسینی نقاش معاصر ۱۵ روز پس از درگذشتش Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

اصغر فرهادی برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شد

Published June 30, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱

407075 10150584214366704 247654012 n  اصغر فرهادي براي عضويت در آكادمي اسكار دعوت شد
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا طبق سنت هر سال از چهره‌های سرشناس دنیای سینما برای عضویت در در بخش‌های مختلف کارگردانی،‌ بازیگری،‌ فیلمنامه‌نویسی،‌ فیلم‌برداری‌، تدوین و … دعوت کرده است.اصغر فرهادی که امسال با فیلم «جدایی نادر از سیمین» موفق به کسب جایزه‌ی بهترین فیلم خارجی شد، به عنوان یکی از مدعوین برای عضویت در بخش کارگردانی و همچنین بخش فیلمنامه‌نویس دعوت شده است.

به گزارش هالیوود ریپورتر، برخی از چهره‌های سینمایی که در جوایز اسکار ۲۰۱۲ موفق به دریافت جایزه شدند نیز امسال برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شده‌اند.

«ژان دوجاردین»، بازیگر فیلم «هنرمند» به همراه «میشل هازاناویچس»، کارگردان این فیلم برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شده‌اند.

امسال ۱۷۶ سینماگر از کشورهای مختلف برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شده‌اند که در ماه سپتامبر در مراسمی مورد استقبال آکادمی اسکار قرار خواهند گرفت.

در بخش بازیگران از سرشناس‌ترین چهره‌های دعوت شده می‌توان به جسیکا چستین(درخت زندگی، کمک)، اشاره کرد.

در بخش کارگردانان علاوه‌بر اصغر فرهادی، همچنین «برادران داردن» و «جوزف سدار» نیز حضور دارند. در بخش فیلمنامه‌نویسان نیز «استفن کینگ» به همراه «میشل هازانویچس» از جمله سرشناس‌ترین مدعوین محسوب می‌شوند.

منبع: لوس آنجلس تایمز

اصغر فرهادی برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شد Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

دیده بان حقوق بشر خواستار لغو احکام اعدام به دلیل مصرف الکل شد

Published June 29, 2012 by free shabnamm adadzadeh

 

جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱

 

HRW دیده بان حقوق بشر خواستار لغو احکام اعدام به دلیل مصرف الکل شد

 

بعد از دریافت گزارشی مبنی بر تایید حکم اعدام دو نفر توسط دادگاه عالی ایران که به اتهام مصرف مشروبات الکلی توسط دادگاه بدوی آن کشور به اعدام محکوم شده بودند، دیده بان حقوق بشر از مقامات ایرانی درخواست نمود تا فوراً اجرای حکم اعدام را در آن کشور به حالت تعلیق درآورند. ایران باید اجرای حکم اعدام را به طور کامل برای جرائمی که مطابق با پیمان نامه های منع اعدام جدی و استثنایی محسوب نمی شوند لغو کرده و درباره پرونده های متهمینی که محکوم به مرگ شده اند اطلاعات بیشتری ارائه دهد. در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲، خبرگزاری رسمی دانشجویان ایران (ایسنا) گزارش داد

[ادامه]

دیده بان حقوق بشر خواستار لغو احکام اعدام به دلیل مصرف الکل شد Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

برای دختر زجرکشیده ام، نرگس – دکترمحمدملکی

Published June 29, 2012 by free shabnamm adadzadeh

 

جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱

 

180197 387726614619406 1258129948 n برای دختر زجرکشیده ام، نرگس   دکترمحمدملکی

بسم الحق

:دختر مظلومم نرگس
یادداشتی را که برای «داد»ستان انقلاب اسلامی تهران فرستاده بودی خواندم. نمیدانم جناب دادستان این نامه و نامه های دیگرت را خوانده اند یا نه؟ احتمالا ایشان آنقدر گرفتار نقشه کشی برای پرونده سازی و به زندان کشیدن و آزار و اذیت دگراندیشان اند که فرصت این کار را پیدا نمی کنند. دخترم تو با سادگی و صداقت همیشگی ات فردی را مورد خطاب قرار داده ای که چنان در دنیای رویایی خود غرق شده که جز به چوبه های دار و آزار زندانیان و خوش خدمتی به حاکمان ستم پیشه که بیش از ۳۰ سال است با خون و آتش سرپا ایستاده اند به چیز دیگری نمی اندیشد.  :دخترم در یادداشتت نوشته ای
“مصرا و موکدا اعلام میکنم که چنین رفتار و اقدامی با من در واقع مرگ تدریجی من است که مسئولیت آن با مسئولین است . امیدوارم بنا نباشد که همچون شهادت هاله سحابی و هدی صابر که گفته شد به علت گرمای هوا و اعتصاب غذا بود! حادثه دیگری البته به ظاهر طبیعی رخ دهد که به این ترتیب اعلام میکنم نه تنها طبیعی نخواهد بود بلکه تشدید بیماری یا بروز هر حادثه ی ناگوار دیگری در این شرایط برای من کاملا عامدانه است. ”
:دخترم نرگس
فراموش نکن آقای عباس جعفری دولت آبادی جای کسی مانند لاجوردی نشسته که در دهه ۶۰ هزاران زندانی سیاسی را به دستور امامشان خمینی از دم تیغ گذراندند و فاجعه ی بزرگ جنایت علیه بشریت را در تابستان ۶۷ به وجود آوردند. این آقای «داد»ستان مگر بعد از شهادت هاله و هدی چه عکس العملی نشان داد که تو او را از آنچه ممکن است به سرت بیاورند میترسانی؟ متاسفانه اینها بی رحم تر از آن هستند که به این نامه‌ها توجه کنند. فقط فایده این قبیل نوشتن‌ها این است که در پرونده قطور ظ‍لمهای این جماعت می ماند برای روزی که ( آن روز نزدیک است) به عنوان اسناد دوران حکومت استبداد مذهبی در دادگاهی عادلانه مطرح گردد تا مردم بیشتر آگاه شوند چه جنایاتی در نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه رخ داده است.
در اینجا من میخواهم تذکار و انذاری برای جناب «داد»ستان انقلاب اسلامی تهران داشته باشم اگر چه میدانم چشمهای این جماعت کور و گوش هایشان کر است.
.این خاطره را بارها نوشته‌ام باز هم مینویسم شاید آقای دادستان و دیگر همکارانشان بخوانند و بخود آیند
تازه چند روزی از ریاست من در دانشگاه تهران نگذشته بود که رئیس بیمارستان هزار تخت خوابی تلفن زد و از من خواست هر چه زود تر به بیمارستان بروم. به آنجا رفتم، چند پزشک مرا به اتاقی هدایت کردند، روی یکی از تخت‌ها مرد بلند اندامی افتاده بود. هیکلش آنقدر بزرگ بود که نصف پاهایش از تخت بیرون زده بود. تمام سر و صورتش باند پیچی شده بود و جز دو چشم و دهانش چیزی دیده نمی شد. یکی از پزشک‌ها گفت: میدانی این مرد کیست؟ این همان حسینی جلاد ساواک است که زندانی های سیاسی با شنیدن اسمش بر خود میلرزیدند، ببین به چه وضعی افتاده. مانیتور نشان میداد آخرین لحظات زندگی را میگذراند، یک لحظه چشمم در چشم هایش افتاد، یک دنیا درس و عبرت بود. به دلیل گلوله ای که به سر خود زده بود مغزش متلاشی شده بود. چند لحظه بعد جلو چشم من و پزشکان و دانشجویان پزشکی مرد و تنها نفرین ابدی را با خود برد.
آقای «داد»ستان دادگاههای انقلاب اسلامی تهران، بدانید و مطمئن باشید اگر وضع بر همین منوال باشد، در پایان کار، شما و اربابانتان و آمرین و عاملین این ظلم‌ها سرنوشتی بهتر از حسینی‌ها نخواهید داشت. عبرت بگیرید اگر چه میدانم نمی گیرید! منتظر روزی باشید که در دادگاه عدالت، پشیمانی تان به جایی نخواهد رسید و باید پاسخگوی اعمالتان باشید.
در پایان از تمامی مدعیان راستین دفاع از آزادی و حقوق بشر میخواهم، از هر طریق ممکن که صلاح میدانند اعتراض به اعمال خشونت آمیز و غیرانسانی حاکمیت ایران را علیه دگراندیشان و زندانیان سیاسی‌عقیدتی و در این شرایط بخصوص درباره نرگس محمدی فریاد کنند.
دکتر محمد ملکی
هشتم تیر ۱۳۹۱

برای دختر زجرکشیده ام، نرگس – دکترمحمدملکی Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY