نامهء آیت الله منتظری خطاب به سید محمدخاتمی در سال ۸۳

Published May 24, 2012 by free shabnamm adadzadeh

به استبداد مـَشـروعیـت دادید … !

قصد نداشتم در رابطه با عملکرد آقای خاتمی و اصلاحات وعده داده شده ایشان فعلا اظهار نظر کنم ، ولی با توجه به ارسال نامه ایشان برای من ، و انتظار و تمایل دفتر ایشان به اظهار نظر ، به چند کلمه ای اشاره میکنم . و آقایان توجه دارند که اینجانب همواره در گفتار و نوشتار خود صریح اللهجه بوده ام .

مراتب دیانت و فضل و آگاهی به مسائل روز و تعهد نسبت به وظایف دینی و ملی و سوابق درخشان و فضیلت خانوادگی جناب آقای خاتمی و مخصوصا شخصیت معنوی و اخلاقی پدر بزرگوار ایشان مرحوم آیت الله آقای حاج سید روح الله خاتمی – طاب ثراه – برای همگان روشن است .

همچنین تردیدی ندارم که ایشان با حسن نیت و با علاقه به تحقق اهداف انقلاب اسلامی ، خود را کاندیدای ریاست جمهوری نمودند و اصلاحاتی را به مردم وعده دادند.

مردمی که سالهای تلخ جنگ تحمیلی را تحمل نموده ولی قشر عظیمی از آنان در اثر عملکرد مسئولین و متصدیان امور نسبت به وعده های داده شده در انقلاب به یأس و ناامیدی و یا به تردید و آشفتگی و احیانا به بدبینی نسبت به آینده رسیده بودند. در چنین فضایی آقای خاتمی با شعارهای بسیار زیبا و دلنشین و مطابق خواسته های مردم ، وعده “اصلاحات” را – که جز وفا به وعده ها و شعارهای اولیه انقلاب نبود – به مردم اعلام نمود ، و مردم نیز بر همین اساس چنان اقبالی نمودند که برای همگان غیر منتظره بود.

اکنون بعد از گذشت بیش از هفت سال از ریاست جمهوری ایشان متأسفانه دیده میشود یأس و ناامیدی و یا بدبینی مردم مجددا به همان وضعیت زمان قبل و یا بدتر از آن رسیده است ، و نیز دیده میشود قشر عظیمی از نسل جوان احساس بی هویتی میکند و به آینده خود کاملا بدبین میباشد . اینجانب نمی خواهم با بی انصافی بگویم جریان اصلاحات هیچ توفیقی به دست نیاورد ، اما میخواهم بگویم آنچه به دست آمد در مقابل آنچه وعده داده شده بود و امکان دسترسی به آن نیز فراهم شد و نیز در مقابل آنچه خواسته و انتظار مردم بود بسیار ناچیز میباشد .

آقای خاتمی در ” نامه ای برای فردا ” و نیز در بسیاری از سخنرانی ها و مصاحبه های خود سعی کرده اند علت یا علل این ناکامی را تشریح نمایند ، ولی به نظر اینجانب بیانات ایشان تاکنون قانع کننده نـــمی باشد .

ایشان در این رابطه چند محور را مطرح و مورد تأکید قرار داده اند :

۱ – ایشان فرهنگ استبداد زدگی ملت ما را مطرح میکنند و این که سالها وقت باید صرف شود تا این فرهنگ غلط از بین برود . در وجود فرهنگ استبدادزدگی بحثی و اختلافی نیست ، اما سخن این است که چرا ما در عمل به این فرهنگ مشروعیت میدهیم ؟

چرا ما در عمل تسلیم خواسته های متولیان این فرهنگ شدیم ؟ و چرا به جای این که با توکل به خدای متعال و اعتماد به نفس تسلیم رضای خدا و خواسته مردم شویم ، در هر فرصتی که پیش آمد سرانجام راضی نمودن متولیان فرهنگ استبدادزدگی را ترجیح دادیم ؟

بدیهی است در چنین فضایی استبداد به خود مشروعیت قانونی میدهد و به دنبال آن خواسته های ناشی از فرهنگ استبداد زدگی شکل قانونی به خود میگیرد و قهرا زور و خشونت نیز عملا قانونی میگردد . انسان اگر – فرضا – در برابر قدرتها توان مقاومت نداشته باشد، انتظار میرود حداقل توجیه گر و مجری مظالم و کارهای خلاف آنان نباشد و یا با سکوت خود روی آنها صحه نگذارد.

۲ – ایشان در نامه اخیر خود و در جاهای دیگر گفته اند: “باید این پندار غلط را از ذهن خود بزداییم که برای رهایی باید منتظر قهرمان بود.”

کسی نگفته است که مردم ما منتظر آمدن قهرمانی از غیب و رها نمودن آنان از وضعیت کنونی میباشند; بلکه بحث این است که مردم ما در جریان اصلاحات کار خود را به بهترین وجه انجام دادند، و با آن همه تلاش و تبلیغات مسموم و انحرافی جناح مخالف اصلاحات، دو مرتبه به صحنه آمدند و رأی چشم گیری دادند ، و در هر فرصتی که پیش میآمد از شعارهای اصلاحات و شخص ایشان پشتیبانی نمودند. آیا انتظار مردم از آقای خاتمی برای عمل به وعده های خود که مورد تأکید و تأیید آنان بود به معنای انتظار قهرمان شدن ایشان بود؟ مگر مردم چه کاری باید میکردند و نکردند ؟

آقای خاتمی موانع سر راه اصلاحات – چه موانع به اصطلاح قانونی و یا غیر آنها – را چه هنگامی برای مردم تشریح نمود و از آنان کمک خواست و مردم به ایشان پاسخ مثبت ندادند ؟

در شرایطی که جناح مخالف اصلاحات به کارشکنی و سنگ اندازی خود ادامه میداد ، حداقل چیزی که مردم از آقای خاتمی انتظار داشتند این بود که صـــــــریــــــحـــــا با مردم صحبت کند و عـُـذرِ خود را به مردم بگوید و از مردم بخواهد عذر او را پذیرفته و آبرومندانه کنار رود.

کنار رفتن آبرومندانه مستلزم و یا به معنای معارضه با حاکمیت نمی باشد ، بلکه قطعی ترین پیامد و اثر آن حفظ حیثیت و جاذبه جریان اصلاحات و شخص ایشان بود، و قهرا ایشان میتوانست در آینده منشاء تحول و تداوم راه اصلاحات باشد.

اما در پیش گرفتن سیاست دو پــهــلــو حرف زدن و در عمل جناح اقتدارگرا را راضی نــــمودن و حقیقت را قربانی مصلحت کردن و عدالت را در موارد گوناگون و نسبت به افراد زیادی قربانی مظالم تحمیلی و ناخواسته نمودن ، عاقبتی جز همین وضعیت که پیش آمده است نــــــدارد .

۳ – ایشان میگوید : “زور و خشونت را نباید و نمی توان با زور و خشونت پاسخ داد.” منتقدین سیاست های آقای خاتمی هیچ گاه نگفته اند زور و خشونت طرف مخالف اصلاحات را باید با زور و خشونت پاسخ داد ، بلکه میگویند : چرا عملا با سیاست محافظه کاری و دو پهلو عمل کردن و حقایق را از مردم پنهان نمودن ، به زور و خشونت اقتدارگرایان مشروعیت بخشیده شده و تحکیم گردید ؟

کسانی به زور و خشونت متوسل میشوند که در بین مردم جایگاه و خواستگاهی ندارند ، اما جریان اصلاحات که در آغاز دارای پشتوانه قوی مردمی بود چه نیازی به توسل به زور و خشونت داشت ؟

مردم سالاری وقتی از شعار به عمل میرسد که مردم کاملا در جریان کارشکنی های مخالفین اصلاحات قرار گیرند . طبیعی است هنگامی که آقای خاتمی سیاست محافظه کاری و ملاحظه بیش از اندازه رقبای اصلاحات را پیش میگیرد ، مردم بتدریج از شخص و جریان وابسته به ایشان و نیز از اصلاحات مأیوس و نا امید میشوند ، که نمونه آن را در انتخابات شوراها و در جریان رد صلاحیت ها و تحصن تعدادی از نمایندگان مجلس دیدیم .

اشتباه بزرگ ایشان این بود که از همان روزهای اول ریاست جمهوری و تعیین اعضای کابینه – که جناح اقتدارگرا در ضعف کامل و حتی شوک غیر منتظره بود – به جای اتخاذ سیاست متکی به خود و انتخاب افرادی که خود تشخیص میداد ، با داشتن سرمایه عظیم رأی مردم ، افراد و سیاست های تحمیل شده را قبول نمود و کسانی را که به کمتر از نابودی او راضی نبودند حیات سیاسی دوباره بخشید و به آنان مشروعیت داد ، و در این رابطه بسیاری از علاقه مندان و همفکران خود را از دست داد.

همین اشتباه کلیدی ایشان ســرآغــازِ انــحــراف در مسیر اصلاحات بود

و همه دیدیم که متعاقب آن ، آقای خاتمی مجبور شد در هر مورد رضایت آنان را جلب کند ; و بدون گرفتن امتیازی پیوسته به آنان امتیاز داد ، تا رسید به وضعیت کنونی که متأسفانه دولت او تقریبا در مسائل اساسی کشور در حاشیه قرار گرفته و تصمیم گیریهای اصولی کشور در جای دیگر توسط همان جناحی انجام میشود که ایشان مرتبا به آنان امتیاز میداد ، و با این حال نمی دانم چرا ایشان همین حقیقت را صریحا به مردم نـــــمی گوید …. ؟ !!!!

از خدای متعال حسن عاقبت برای همگان و عزت و سربلندی اسلام و ملت شریف ایران را مسألت دارم .

والسلام علی جمیع اخواننا المسلمین .

۱۳۸۳/۵/۲۰

قم المقدسة – حسینعلی منتظری

منبع : کتاب دیدگاه های آیت الله منتظری ، جلد دوم ، صص ۳۴۲ – ۳۴۵

نامهء آیت الله منتظری خطاب به سید محمدخاتمی در سال ۸۳ Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: