پيام محمود دولت‌آبادي براي روز جهاني تئاتر و جشن بازيگر

Published May 5, 2012 by free shabnamm adadzadeh

شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

.محمود دولت‌آبادي براي روز جهاني تئاتر و نهمين جشن بازيگر پيام داد

اين نويسنده‌ي پيشكسوت و بازيگر قديمي تئاتر در بخش‌هايي از اين پيام كه در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گذاشته، با عنوان «تئاتر ايران، تئاتر هميشه جوان!» نوشته است: «مي‌توان باز هم از همان كليات سخن گفت و كار را آسان كرد؛ مثل صلح و بشر و نكوهش زشتي‌ها و مثلا آرزومندي نيكي‌ها. اما من در وضعيت واقعي اين زمان تئاتر مملكت حرف مي‌زنم و نخستين اصل، آن كه هنر تئاتر پيش از هر معياري يك «پرنسيپ» است و اين پرنسيپ البته نگهدارندگاني دارد يا بايد داشته باشد. نگهدارندگان تئاتر نه فقط هنرمندان كه همگي كارورزان هنر تئاتر هستند كه لابد مي‌بايست معيار پذيرفته‌‌شده‌اي را پاس بدارند. گفتن ندارد كه تئاتر در ميان هنرها، «بشري»ترين است، زنده‌ترين و بي‌غش‌ترين هنر. اما چه اتفاقي رخ داده است و رخ مي‌دهد كه اين بشري‌ترين هنر در كشور ما، غالبا غايب از نظرها در پس پستوها نفس مي‌كشد؟»

Mahmoud Dolatabadi 300x157 پيام محمود دولت‌آبادي براي روز جهاني تئاتر و جشن بازيگر
محمود دولت آبادي نويسنده معروف معاصر در سال ۱۳۱۹ در دولت آباد بيهق متولد شد و در خانواده اي روستايي که از راه کار بر زمين سخت کوير ؛ روزگار مي گذراندند بزرگ شد. او نویسنده رمان مشهور کلیدر است

دولت‌آبادي در بخش ديگري از اين پيام خاطرنشان كرده است: پيش از آن بايد پرسيد چه مي‌شود كه تئاتر در كشور ما كم‌تر فرصت بالغ شدن يافته و مي‌يابد. شرح مصيبت را البته بايد در تاريخچه تئاتر ايران جست‌وجو كرد كه پايان اندوه اسف‌بار همه گروه‌هاي نمايشي از آغاز دوران جديد تا امروز، آن را مي‌توانند بازگويند؛ يعني گسيختگي هر گروه و پايان غم‌انگيز زندگي هنرمندانش در ميدان نظرتنگي مسؤولان وقت و سطحي‌نگري ـ بي‌اعتنايي و ناتواني جمعي توده‌ها. در چنين شرايطي بود كه حتي هنرمندان فراگيري چون زنده‌يادها كميزان و ارحام صدر هم نتوانستند تئاتر همه‌پسند را به آيندگان بسپارند؛ آخرين سنگر تئاتر جدي ايران، تئاتر دولتي بود كه با آمدن سينما و جذب هنرمندانش، پايه‌هاي همان تئاتر هم متزلزل شد و سپس تلويزيون آمد كه تئاتر هم اندك جايي در آن داشت تا سريال‌ها جاي تله‌تئاتر را گرفتند و در اين سوي انقلاب ديگر اين سريال‌هاي بي‌پايان را نمي‌دانم چه مي‌توان ناميد، جز تصاويري به قصد افسردگي و مسخ سليقه‌هاي مشتري‌هايش با چهره‌هاي مدام گريان و آن صحنه‌هاي عمدا مكرر چه و چه … به اين ترتيب چهره‌هاي پخته‌ي تئاتر هم از صحنه رفتند و باقي ماندند و مي‌مانند جوانان شيفته و با قريحه‌ي تئاتر ـ تئاتري كه انگار در همان جواني بايد باقي بماند؛ زيرا نياز معيشتي ـ حياتي، ايشان را نيز تك به تك مي‌كشاند به مكررات سريالي تا جوانان ديگري جايشان را در تئاتر  بگيرند، آماده‌ي پرتاب به تلويزيون و احيانا سينما

اين نويسنده در بخش پاياني پيامش نوشته است: « حالا بيش از حدود نيم قرن است مي‌بينم كه اداراتي قيموميت تئاتر را بر عهده دارند بي آن‌كه بتوانند كاري كنند در تناسب حداقلي تنظيم نيروي انساني كارآمد با فراواني سالن‌هاي بي‌كار افتاده‌ي تهران و شهرستان‌ها و در همه حال بذر نوميدي را هم نبايد از ياد برد كه مدام پاشانده مي‌شود، از جمله بر جامعه‌ي تئاتر همچون مجموعه‌اي نيازمند كمك‌هاي رسمي و مسائل ناشي از همين وضعيت در آن زيرزمين‌هاي نفس‌گير تنها تئاتري كه شده است مركز تئاتر كلان‌شهري مثل تهران! به اين ترتيب ضروري است كه هنر تئاتر به جاي كلي‌گويي‌ها در پيام سالانه‌اش، ابتدا خود را ساخته و آماده بدارد، همچون يك ركن از هنر و فرهنگ. بعد از آن شايد بتواند پرتوي بيفكند بر آن‌چه امور كلان بشري ناميده مي‌شوند و در آن سمت و سو جايي بيابد كه بتواند با آرزوهاي بزرگ بشري سخن بگويد.»

به گزارش ايسنا، نهمين جشن بازيگر امروز ـ ۱۶ ارديبهشت‌ماه ـ در سالن اصلي تئاتر شهر برگزار مي‌شود و قرار است پيام محمود دولت‌آبادي در آن‌جا خوانده شود

پيام محمود دولت‌آبادي براي روز جهاني تئاتر و جشن بازيگر Source: Sepidedam.Org

http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE http://j.gs/rEY

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: