اینجا ایران است و شرف خون گریه میکند . به بهانه ی روز جهانی کارگر

Published May 1, 2012 by free shabnamm adadzadeh
وقتی شرف خون گریه میکند!
من بیگانه از تبار تو نیستم و نگاهت برای من تجلی احساسی است که غریبانه در خویشتن خویش میسوزد . من همانند تو میسوزم که سوزش نگاه دخترکت قلبم را می فشارد .کاش میتوانستم همه ی مدادهای رنگی  این دنیای خاکستری را به تو بدهم که شادی نگاه فرزندت را با تمام وجود لمس کنی. دست پینه بسته ی تو استشمام ترانه است .ترانه ی عشق به زندگی و دوست داشتن که حتی روغن سوخته ی کارگاه های اسلامشهر و نازی آباد هم نمیتواند پرهای ترانه ام را بسوزاند . من نگاه در نگاه تو نمی اندازم که تنها تسلی ات دهم و یا از بغض نگاه تو و همسر و فرزندانت برای دل زخمی خودم  مرهمی بیایبم .نمیخواهم شعار بدهم  از سیاست بیزارم و دلم مدهوش در بوی سیگار بهمن تو است که رنجور از ظلم زمانه با جیب خالی به خانه بر میگردی و نگاه در نگاه فرزندانی می اندازی که تنها دلخوشیشان نگاه مهربان توست
پدر جان ، مادر جان من و تو غریبه نیستیم ما، هزاران بار در این هزار توی بی انصاف برای یک لحظه روشنایی زخم های کهنه را فریاد کردیم . امروز روز جهانی کارگر است و از این روز بزرگ دفترچه ی بیمه ی بی برگت  و قلب بیمار و دستان چروکیده ات برایت مانده و نفسی که از ظلم و ستمی حکایت میکند که جان و دیده ی انسانیت را در تمامی این سالهای وحشت به سلابه کشیده است. اما  بگذار دستانت را بگیرم تا فراموش نکنم که عشق به یک آینده ی بهتر و امید به یک دنیای بهتر در کف دستان تو نقش بسته است . من از شرف تو زنده شدم ای مادر کارگر و از آرامش نگاه تو جان تازه ای میگیرم که شرف و نجابت و رنگ چشمانت، قلبم را تا بیکران یک دنیای بدون ستم ، اینگونه پرواز داده است.
. آری درست است که  در سرزمین من تو حقوق انسانی به یغما رفته است اما میل به یک آینده ی بهتر در تار و پود جان تک تک ما نهفته است . کارگران با شرف سرزمین زندانی ما گرد وحشت و شرم نگاه گرسنه ی فرزندانشان  را بر دیوار استوار  همیتشان تاب آورده اند تا روزی فرا رسد که فرزندان دلیرشان را که از دامان عشق و شرف و سفره ی باور انسانی ، جان گرفته اند بر این ظلم کهنه خط بطلانی زنند  و آینده ای بهتر را رغم زنند.
یک روز همین نزدیکی ها شرافت تو خون گریه میکند ! خونی که از نجابت و قامت استوار تو سبز میشود و رنگ امید و زندگی را به این سرزمین خسته از بیداد می افشاند.
دست خسته ات را به من بده و استوار همچون دماوند برای آینده ی فرزندان و فردایی بدون تحقیر و ستم کلمه ی زیبای آزادی و عدالت را بر زبان جاری کن که سکوتت را باور نمیکنم و تو را لایق زندگی در این  بازی تزویر و تحقیر یارانه فروشان ولایت مدار  نمیدانم.
به فرزندت بگو در روز آزادی با مداد های رنگی اش سبزی نگاه تو را نقاشی کند!
روز جهانی کارگر را به همه ی زنان و مردان کارگر سرزمینم تبریک میگویم
ستاره
Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: